آخرین خبرها

حاکم اصفهان خود را منصوب دولت روس میداند

بعد از اعلان مشروطیت هر یک از شهر‌ها و استانهاى ایران حوادث و اتفاقاتى مخصوص به خود داشت، که ماجرا‌هایش خواندنى و شنیدنى است، سخن در باره فتنه‏ هایى است که در اصفهان اتفاق افتاد.

شادروان استاد سخن وحید در کتاب «ره‏ آورد وحید» حکایت میکند: «پس از مشروطیت و دست یافتن خان هاى بختیارى به قدرت، بیشتر ایشان جز به غارتگرى، اندوختن مال و منال به چیزى نمیاندیشیدند، یکسره امور ادارى و نظامی در دست سفیران و کنسول هاى بیگانه افتاد بختیارى‏‌ها در اصفهان قدرت را در دست گرفتند، هر چه خواستند کردند، چون بعضى از سران بختیارى در انقلاب مشروطیت نقشى داشتند، دولت هم ناتوان بود و از صاحبان قدرت میترسید بختیارى‏‌ها حکومت را از آن خود پنداشتند. وحید گوید: یک وقتى حکمران اصفهان دست ‏نشانده روس‌ها بود.

به خاطر دارم زمانى که صمصام‏ السلطنه یا مستوفى‏الممالک نخست ‏وزیر بود، یکى از سران بختیارى حاکم اصفهان شد، در مدت یکسال بیش از یک کرور ثروت مردم را به غارت اندوخت و فریاد و فغان از همه طبقات اجتماع بلند شد. نخست‏ وزیر وقت ناگزیر شد که استاندار را معزول کند، تلگرافى او را عزل کرد! حکمران ورقه تلگراف عزل را که خواند برافروخت، ابلاغ تلگرافى را به دور انداخت! تلگرافچى را مورد پرخاش و سرزنش قرار داد! با زبان لرى به‏درشتى گفت: من از طرف امپراتور روس در اصفهان حکومت میکنم.

در اثر دشنامهاى خان حاکم، بیچاره رئیس تلگراف خانه مبارکه دست و پاى خود را گم کرد، با عرض معذرت سرافکنده از سراى استاندارى بیرون دوید همی شکر کرد که گوش و دماغ و زبانش را بله قربان ‏گوهاى خان نبریدند و جان سالم بدر برد!

نظر دادن بسته است.