آخرین خبرها

حکومت هزار فامیل و شکایت بازرگان

تقسیم قدرت در نظام سیاسى ایران در طول حاکمیت سلاطین بر آن، همواره بر اساس رابطه خویشاوندى و میزان نزدیکى به دربار بوده است و حکومتهاى محلى معمولاً به وسیله شاهزادگان اداره میشد.

سفرنامه‏ نویسان و نمایندگان دیگر کشور‌ها در نوشته‏ هاى خود به این مطلب تصریح نموده‏اند، از جمله سرپرسى سایکس که سرکنسول انگلیس در چندین شهر ایران و مؤسس پلیس جنوب بود.

ضمن اشاره به نوع دوستى و مهربانى ایرانیان مینویسد: «ایرانی‌ها به طورکلى مؤدب، متعارف و در عین‏ حال ظریف و بذله‏ گو و حاضرجواب هستند و در تأیید ادعاى خود این داستان را نقل میکند که یکى از تجار اصفهان نزد حاکم شهر که از هزار فامیل بود و هر یک از بستگان او هم در شهرى از ایران حکومت داشتند شکایت کرد. حاکم در جواب به او گفت: اگر میخواهى در جایى باشى که ستم نبینى از اصفهان به شهر دیگر مهاجرت، و در آنجا زندگى کن. بازرگان شاکى گفت: به هیچ‏کدام از شهرهاى این مملکت نمیتوانم بروم زیرا در هر شهر یکى از خویشاوندان شما حکومت دارد، در نتیجه در هیچ‏یک از آنجا‌ها از ستم فامیل شما در امان نیستم، حاکم اصفهان خشمگین شد و گفت: پس برو به جهنم. بازرگان شاکى با خونسردى خندید و گفت: خاطر مبارک هست که پدر والاتبارتان همین چند سال پیش به آنجا رفت؟!!

نظر دادن بسته است.