آخرین خبرها

روستایى اصفهانى

جمال‌زاده مى‏نویسد:

سید محمدعلی جمال‌زاده

سید محمدعلی جمال‌زاده

حاضر جوابى ‏‌ها و متلک‏‌های اصفهانى ‏‌ها بیشتر از آن است که این کتاب گنجایش آن را داشته باشد و جاى آن دارد که کتاب مخصوصى (آن هم در چند جلد) در آن باب تالیف نمود ولى در این مورد قصص ه‏اى به خاطرم آمد که دوست عزیزم آقاى عباس اقبال آشتیانى حکایت مى ‏نمودند، مى ‏گفتند: وقتى در موقع تعطیل عید نوروز با جمعى از دوستان به اصفهان رفته بودیم و روزى به ساحل زاینده رود به گردش رفته دور هم نشسته و به گفتگو و بذله و خنده سرگرم بودیم. در‌‌ همان حال یک نفر روستایى پیرى در دنبال الاغ خود از نزدیک ما مى ‏گذشت، چون سر دماغ بودیم و بر سبیل مطایبه از او پرسیدیم:

عموجان یک نفره قرم…. را ندیدى که در عقب یک راس الاغ از اینجا بگذرد؟!

پیرمرد لبخندى زد و جواب داد:
از صدقه سرشما قرم… بسیار دیده ‏ام، اما این طور دسته جمعى که شما گرد هم نشسته ‏اید هیچ وقت ندیده بودم!

نظر دادن بسته است.