آخرین خبرها

عذر خواهی اصفهانی

شعر و معری من اگر شل شلی و ناجورس عذری من معذورس

تلخس اوقاتم و ازتلخی زیاد‌تر شورس عذری من معذورس

من هنوز پیر نشده از حال و از کار رفتم نیمی گیرم زفتم

نمی‌دونی نقلی کو جاست کار ازم انگار زورس عذری من معذورس

زنیکه روز وشب از بسکی سرم جیق می‌زنه متصل ویق می‌زنه

حوصلم تنگ و سرم پنگو تنم رنجورس عذری من معذورس

دسی این دنیا ز بس من عصبانی شده‌ام دورانی شده‌ام

دو تا پام بر لب گورست و چشام کم نورس عذری من معذورس

حالی من این روزا از بسکی که ناجور شدس کار ازم زور شدس

پیشی پام بیشک و شوک را نزدیک انگار دورس عذری من معذورس

قصد من حمله و بدبینی باین ملت نیست از رو این علت نیست

غرضم پند اونجای که برام مقدورس عذری من معذورس

ازمثل گوئی من گر خوشد آمد یابدت چونی عبدالصمدت

عفو کن حال و بالم شنگور و هم قنگورس عذری من معذورس

علیرضا شفیعی

نظر دادن بسته است.