آخرین خبرها

فرمان منع باده‏نوشى و چگونگى لغو آن در زمان‏ شاه سلطان حسین‏

نویسندگان تاریخ ایران، شاه سلطان حسین را در جوانى مردى ادب دوست، رئوف، پارسامنش و بى‏اعتنا به دنیا معرفى میکنند.

وى پس از تاجگذارى، به درخواست علامه محمدباقر مجلسى، فرمان منع باده‏ گسارى را صادر کرد و کلیه باده‏فروشى‏‌ها را منهدم کرده، دستور داد شش‏ هزار غرابه شراب را که در قصر سلطنتى ذخیره شده بود، در انظار عام بشکنند و روز بعد دو نفر به جرم باده‏نوشى، در میدان شاه (امام) شدیداً تازیانه خوردند.

اجراى بى‏چون و چراى فرمان باده‏ گسارى، تنفر و خشم محافل دربارى را برانگیخت و ایشان با اجراى نقشه‏اى، درصدد لغو این فرمان برآمدند. قضیه از این قرار شد که، جده شاه که مورد علاقه شدید وى بود، خود را به مریضى زد و اطبّاء با تطمیع درباریان، شراب براى وى تجویز کردند. پس از جستجوى بسیار و نهایتاً گرفتن مقدارى شراب از سفیر لهستان، شاه جامی از آن پر نموده و با دست خود به جده‏‌اش داد.

این زن که به نقش خود واقف بود، گفت: اگر شاه اول لب به آن‌تر ننماید، او چگونه خودسرانه یاراى نوشیدن باده خواهد داشت. چون شاه خود را از نوشیدن باده معذور شمرد، او فوراً پاسخ داد: مقامی که به شاه تفویض شده وى را بر‌تر از کلیه قوانین قرار داده است، زیرا در نزد ایرانیان، اصلى متبع است که پادشاهان تابع هیچ قانونى نیستند و هر آنچه از ایشان سر زند، مرتکب گناه نشده‏اند. او سپس به شاه یادآور شد که کلیه نیاکان و اسلاف وى نه فقط باده مینوشیدند، بلکه شرب آنرا براى درباریان خویش مجاز میشمردند و در ‌‌نهایت گفت، اگر پاى جانش هم در میان باشد، تا شاه مقدّم نگردد، هرگز به شرب آن دست نخواهد زد. شاه در برابر تقاضاى آنچنان مصرانه، تاب مقاومت نیاورد و جامی لبالب نوشید، او بعد طورى دل به باده بست که دیگر بندرت توانست به‏ هوش بگذراند و به دقایق امور مملکت رسیدگى کند.

نظر دادن بسته است.