آخرین خبرها

ماجراى بز سقاخانه پاقلعه

استفاده سودجویانه از احساسات مذهبى مردم در طول تاریخ پیوسته در شهر‌ها و روستاهاى ایران رواج داشته است. مرحوم استاد جلال ‏الدین همایى در مقدمه مفصلى که بر دیوان پدرش طرب بن هماى شیرازى اصفهانى نگاشته فصلى را به اوضاع اصفهان در دوران زندگانى طرب اختصاص داده است. استاد همایى در این فصل به «معجزه سازى هارون ولایت در سال ۱۳۲۹ هجرى قمرى» و «ماجراى بُزِ سقاخانه پاقلعه» اشاره میکند و اینکه چگونه از «این دستگاه، جمعى از اوباش و اجلاف سودپرست به نفع خویش، و گروهى هم از معاندان الحاد پیشه به ضرر دین استفاده میکردند».

استاد همایى ماجراى «بزِ سقاخانه پاقلعه» را بدینگونه شرح میدهد:

جلالالدین همایی

جلالالدین همایی

«سقاخانه پاقلعه از بناهاى حاج محمدحسین خان صدر اصفهانى است. در آن تاریخ که حکومت اصفهان را داشت و هنوز به مقام صدراعظمی نرسیده بود. این سقاخانه مثل سقاخانه نوروز خان تهران مورد توجه اهالى (اصفهان) بود. بزى تنومند و بزرگ جثه آنجا بود که میگفتند از گله یا از دست سلاخ فرار کرده و به آنجا پناه برده است. این بز چندان مورد توجه عوام واقع شده بود که او را محترم میداشتند و به قصد استشفاء (شفا دادن) و دیگر حوایج خویش انواع خوراک‌ها حتى نقل و نبات و همچنین پوشاک‌ها و تزیینات قیمتى گوناگون از قبیل تن‏پوشهاى ترمه و زرى و نقده‏دوزى و زر و زیور و گردن‏بند و طوق و خلخال و زنگوله و شاخهاى طلا و نقره و امثال آن به رسم نذر و نیاز براى او میبردند؛ چنانکه مخزنى مملو از اینگونه اشیاء گرانب‌ها به نام او تهیه شده بود، که البته مابین آهوگردانان و سرجنبانان سقاخانه تقسیم میشد.

شبهاى جمعه و دیگر ایام و لیالى متبرّکه شاخهاى بلند نقره و طلا را بر شاخ طبیعى او نصب میکردند و او را با تن‏پوش و زیورهاى رنگارنگ میآراستند. هیکلى مخصوص و هیأتى تماشایى به خود میگرفت. او نیز آزاد و محترم با تبخ‌تر و تکبر میخرامید و نقل و نبات میخورد. علاوه بر مازاد خوراک و پوشاک و تزیینات او که به مبلغى خطیر بالغ میشد، زواید پشم و سایر متعلقاتش را که مورد تیمّن و تبرّک بود هم به قیمت گزاف میفروختند.

خلاصه اینکه آن حیوان محل دخل و درآمد عظیم براى مشتى انسان سودپرست واقع شده بود. و از این جهت چون بمرد،‌‌ همان جماعت در عزاى او سقاخانه را سیاهپوش کردند و به‏ طوریکه از خواص اهل محل به شیاع (فراوانى) شنیده شد، براى او دسته و علم و کتل راه انداختند و با آداب و تشریفات مخصوص او را به خاک سپردند، و اگر اوضاع مقتضى بود براى او مقبره و آرامگاه نیز ساخته بودند».

نظر دادن بسته است.