آخرین خبرها

محاصره اصفهان و شجاعت میرزا ابوالقاسم‏

پس از آنکه امراى قزلباش در جنگ گولون‏آباد اصفهان از افغانان شکست خورده و راه فرار پیش ‏گرفته بحضور شاه سلطان حسین صفوى رسیدند، شاه بناى تعرض را بآنان گذاشت و قرار بر این شد که حالا که در این جنگ شکست خورده و لشگر قزلباش همه توپ هاى بزرگ را از دست داده ‏اند، مردم شهرى به همراهى فرماندهان لشگرى باصطلاح (سیبه‏بندى) نمایند و محافظت هر چند محله از شهر بیکى از امرا و سران سپاه تقسیم شد.

از طرفى محمود افغان که در جنگ گولون‏آباد توپهاى بزرگى بدست آورده بود بطرف کوچه ‏‌ها و محلات شهر بست و از اینرو رعب و هراس مخصوص در اهل کوچه‏‌ها و محلات پیدا شد. شاه سلطان حسین ناچار تمام امرا را خواست و آن‌ها را مأمور نمود که توپ‌ها را از افغانان پس بگیرند ولى هیچیک از امرا جرئت اقدام بچنین امرى را ننموده و لذا جماعت افاغنه با آتش توپخانه ولوله در مردم شهر انداخته خرمن حیات عده زیادى از برنا و پیر را نابود ساختند.

یکى از امرا موسوم بمیرزا ابوالقاسم که از اقرباى پادشاه بود و در دربار سلطنت معزز میزیست وقتى حال را بدین منوال مشاهده نمود اظهار داشت اگر این خدمت بفدوى محول شود توپ‌ها را از دست افغانان بیرون میآورم. ابتدا شاه سلطان ‏حسین به پیشنهاد او توجهى نکرد و باین امر رضا نداد ولى پس از اصرار زیاد بالاخره میرزا ابوالقاسم اجازه یافت و یک روز با جمعى از رزم ‏آزمایان در بیرون شهر خود را به لشگر افغان زد و بتوپ‌ها رسید مورخین مینویسند آنچه از توپ‌ها وزین‏‌تر بود میخ زد و معیوب کرد و آنچه را هم توانست با خود بشهر آورد.

این فتح نامدار سبب خوشحالى و رضامندى شاه سلطان ‏حسین گردید و میرزا ابوالقاسم را مورد لطف و مرحمت قرار داد و مقرر شد از این پس در هر محله که افغانان جنگ براه انداختند، بتعجیل هر چه تمام‌تر امیر محله میرزا ابوالقاسم را خبر کند تا بکمک او رود من‏جمله روزى مستخدم محمود آقاى ناظر خبر آورد که افغانان جمعیت کرده و در محله آقاناظر جنگ سختى برپا نموده و کار را بر محمود آقاى ناظر تنگ کرده‏اند.

فى‏الفور میرزا ابوالقاسم با جمعى که حاضر بودند بکمک آقا ناظر شتات وقتى رسید که افغانان با اهل محله بجنگ مشغول بودند و نزدیک بود محله را تصرف کنند. بلادرنگ خود را در فوج افغانان افکند و جنگ سختى روى نمود و افغان‌ها شکست خورده رو بفرار نهادند. میرزا ابوالقاسم چند فرسخ آن‌ها را تعاقب کرد. وقتى برگشت برایش خبر آوردند که فرزند او میرزا سید احمد در یکطرف شهر با افغان‌ها مشغول جنگ است. بدون اینکه کسى از قصد او آگاه شود، بهمراهى دو نفر از غلامان خود موسوم به (هوشنگ) و (لاچین) به آنطرف عزیمت کرد. پس از قدرى طى مسافت و دور شدن از لشگر، یکنفر تفنگ‏چى افغانى که بالاى درخت پنهان شده بود او را هدف قرار داد و گلوله تفنگ بر پیشانى او اصابت کرد. وقتى او را به شهر آوردند هنوز رمقى از حیات در او بود.

دو غلام میرزا ابوالقاسم افغان را با ضرب گلوله مقتول ساخته و سر او را بریده یکى از دو غلام سر افغان و دیگرى میرزا را به اسب بسته بشهر آوردند ولى معالجه مؤثر واقع نشد و پس از سه روز فوت کرد. شاه ‏سلطان حسین صفوى از مرگ او خیلى متأثر شد. تمام مردم اصفهان در مرگ این سردار شجاع سوگوارى نمودند و از دست رفتن او را بفال بد گرفتند. مرگ این سردار بزرگ لطمه سختى بسلطنت آخرین پادشاه صفوى زد.

نظر دادن بسته است.