آخرین خبرها

مناجات فکاهی

برخیز تو‌ای غافل و بیگانه زحق بردار کتاب الله و خوان چند ورق

تن پروری و لشی نشد بس تاکی اعراض کنی از حق تا با گردن شق

®®

برخیز که گلرخان به شب ناز کنند باب گله سوی شوهران باز کنند

از پیرهن کفش وهزاران فت وکت اندر دل شب به غمزه آغاز کنند

®®

برخیز و مخواب اینقدر‌ای غافل مسپار عنان عقل اندر ید دل

دست طرب از زن کش و با دست طلب بر درگه حق زن که تو را این حاصل

®®

برگو به خدای خود که ما بیعاریم از دست زنان و وضع خود بیزاریم

هستیم ز بندگان طاغی به مثل چون اش‌تر مست چون سگان هاریم

®®

ای آنگه تویی خدای رحمان و رحیم این کاسه شکسته را کن از لطف لحیم

افعال بدو ناقصمان را بر بخش ما را تو مبر به دوزخ و نار و حجیم

®®

یارب بنما مرا رهی سوی نجات کن در دل حاج کازرونی تو برات

تا هستی خویش را به من بر بخشد گیرم ز منافعش پیاپی زوجات

®®

از عاقبت خویش ندارم خبری کایا به بهشتم ببری یا نبری

جنات النعیم گر نصیب است مرا جانم ز جسد، ستان تو جلدوچپری

®®

یارب نشود کسی دچار زن بد چون کس نبود ب‌تر ز مار و زن بد

روزی دو سه بار می‌کشد شوهر خویش مردن به از اینکه زیر بار زن بد

®®

هر کس که در این زمانه زن می‌طلبد دردیست به جان خویشتن می‌طلبت

مردان جهان عاجز یک زن شده‌اند پس وای برآن کسی که زن می‌طلبد

®®

یارب ز کرم ببخش ما را دو سه زن آنگونه که بود انبیا را دو سه زن

زن خواستن از بهر غنی آسان است خود ده ز کرم ما فقرا را دو سه زن

®®

برو به خداى خود که ما بیعاریم از دست زنان و وضع خود بیزاریم

هستیم ز بندگان طاغى به مثل چون اش‌تر مست چون سگان هاریم

اى آنکه تویى خداى رحمان و رحیم این کاسه شکسته را کن از لطف لحیم

افعال بد و ناقصمان را بر بخش ما را تو مبر به دوزخ و نار و جحیم

®®

یارب بنما مرا رهى سوى نجات کن در دل حاج کازورنى تو برات

تا هستى خویش را به من بر خشد گیرم ز منافعش پیاپى زوجات

®®

از عاقبت خویش ندارم خبرى که آیا به بهشتم ببرى یا نبرى

جنات النعیم گر نصیب است مرا جانم ز جسد، ستان تو جلد و چیرى

®®

یا رب نشود کسى دچار زن بد چون کس نبود ب‌تر زما رو زن بد

روزى دو سه بار می ‏کشد شوهر خویش مردن به از اینکه زیر بار زن بد

®®

هر کس که در این زمانه زن می ‏طلبد دردیست به جان خویشتن می ‏طلبد

مردان جهان عاجز یک زن شده ‏اند پس واى بر آن کس که زن می ‏طلبد

®®

یا رب ز کرم ببخش ما را دو سه زن آنگونه که بود انبیا را دو سه زن

زن خواستن از بهر غنى آسان است خود ده ز کرم ما فقرا را دو سه زن

®®

اى مرد ترا صاحب و سالا زنست فریادرس و یار و مددکار زنست

پیدا تو ز زن شدى و پرورده او پس‌دان همه جا تو را نگهدار زنست

®®

آن کس که نصیبش به جهان از زن نیست اندر سرش عقل و جانش اندر تن نیست

سرمایه عیش و شمع هر جمع زنست بى بهره ز زن زجاى و تن ایمن نیست

®®

اى روی تو ماه و ابرویت همچو هلال وى تحفه بهترین ز حق جل جلال

اى زن تو که‏یى چیستى اى آفت دل کز مهر تو می ‏رود ز جان زنگ ملال

®®

زن صاحب و سالار و بهین یاور ماست زن دختر ما خواهر ما مادر ماست

زن همدم ما همسر و هم بستر ماست زن روح و روان و جان و هم پیکر ماست

®®

زن در و گهر لؤلؤ و مرجان و طلاست زن درد و غم و غصه و اندوه و بلاست

گر خوب بود عزیز و محبوب خداست بد اصل چو شد رانده حق جل علاست

علیرضا شفیعی

نظر دادن بسته است.