آخرین خبرها

مورچه ‏هاى اصفهان

صادق هدایت

صادق هدایت

صادق هدایت درباره مورچه خورت اصفهان و حکایت آن، در ضمن داستان مسافرت خویش به اصفهان مى‏نویسد:

در مورچه خورت ایست کردیم، از آنجا تا اصفهان نه فرسنگ است و گفتند که رشته کوه سه ده یا کوه سید محمد که تمام بشوذ، بلافاصله شهر اصفهان واقع شده به نظر مى‏آید که مورچه خورت در قدیم شهر بزرگ و آبادى بوده و امروز به حال قریه خرابى درآمده است.

هواگرم بود در قهوه خانه ‏اى وارد شدیم من یک کاسه ماست سر کشیدم ولى ارباب سفره را پهن کرد و چانه‏اش گرم شد و مى ‏گفت:

» این مورچه خورت خیلى قدیمى است، حالا خیلى کوچک شده در قدیم تیول گودرز بوده، چون کیخسرو وقتى که به کمک گیو و گودرز و رستم به پادشاهى رسید به هر کدام تیولى داد و اینجا به گودرز رسید و بعد از کیخسرو هر کدام از آن‌ها زمین خودشان سلطنت داشتند و این اصل ملکو الطوایفى شد. نمى ‏دانم این اطلاعات را ارباب از کدام تاریخ پیدا کرده بود ولى یک افسانه عامیانه هست که مى‏گوید قشون اسلام که به مورچه خورت رسید به مورچه‏‌ها حکم شد که این اسب‏هاى قشون کفار با خورند و از آن زمان اینجا را مورچه خوار گفتند. این افسانه دوم خیلى بچگانه است.

سوار اتومبیل که شدیم باز ارباب گفت:

کاوه آهنگر و گودرز از اصفهان بوده‏اند، اصفهان مردم زیرک و هشیار دارد. اگر در دنیا چهارنفر شخص مهم است دو نفرش اصفهانى است مردمش صنعتگرند و چون سپاهى بوده ‏اند از این جهت سپاهیانش گفته ‏اند.

نظر دادن بسته است.