آخرین خبرها

چگونگى انتقال حکومت صفوى به محمود افغان

بى‏کفایتى شاه ‏حسین صفوى در مقابله با محمود افغان و طولانى‏شدن محاصره اصفهان در سال ۱۱۳۴، کار را به جایى رسانید که شاه فرستاده‏ اى نزد محمود فرستاد و پیغام داد: «تا صدهزار تومان پول نقد و ایالات کرمان و خراسان را به شما میدهم و دخترم را هم بعنوان عروس نزد تو میفرستم، بیا با هم صلح کنیم و چون پدر و فرزند باشیم…» ولى محمود در جواب میگوید «ایالاتى که به من پیشکش میکنى، هم اکنون از آن من است، پول و کشور مرا، به من میدهى؟ دیگر آنکه دختر تو مرا به چه کار آید؟ دختران و کسانت را همه به بندگان خویش خواهم داد، آنچه اندیشیده‏اى همه بر معیار عقل نادرست است و من دست از اصفهان برنخواهم داشت». شاه سوار بر اسب شد، تا به پاى کوه صفه پیش راند. از آنجا کسى را نزد محمود فرستادند تا وى را آگاه سازد که شاه براى دیدار او چگونگى انتقال حکومت صفوى به…

آمده است، و میخواهد خویش را در پناه حمایت و حراست او قرار دهد. افغانان پاسخ دادند که محمود به خواب است و باید صبر کند تا از خواب بیدار شود. در واقع محمود خواب نبود، ولى از روى عمد به فرستاده چنین پاسخ دادند، آنان شاه را بر پشت اسب نیم ساعت پاى کوه صفه در آفتاب نگاه داشتند و سپس به نزد محمودش بردند. وقتى شاه وارد اطاق شد، محمود نشسته بود. محمود برخاست و شاه به او گفت: «سلام علیکم» و او جواب داد «علیکم ‏السلام» محمود سپس نشست و شاه را جائى پائین ‏‌تر بردند شاه با دست خود جقه از سرپوش خود جدا کرد و به وزیر محمود (اعتمادالدوله) داد و از وى خواست آن را به محمود بدهد و او از گوشه چشم بدو چنان نگریست و (فهماند) که جقه را قبول نخواهد کرد، بنابراین وزیر آن را به شاه باز گردانید وى آن را بگرفت و خود به جلو شتافت و بر سرپوش محمود نصب کرد و به او گفت: «فرزند به موجب گناهان من، خداوند مرا بیش از این لایق سلطنت نمیداند اینک حق‏تعالى سلطنت به تو میدهد، این است علامت و نشان پادشاهى که من بر سر تو میگذارم، سلطنت تو طولانى باد.» و اینگونه طومار سلطنت ۲۳۰ ساله صفوى درهم پیچیده شد و دورانى از افول و سقوط در جامعه ایران شروع شد.

نظر دادن بسته است.